مجله تندیس
مجله نشان
انتشارات آبان
انتشارات نظر
سایت رنگ

 


  استفاده از همه مطالب تنها با ذکر نام منبع: گرته (اولین نشریه تحلیلی،   پژوهشی طراحی گرافیک ایران) و نام نویسنده مجاز است.
گرته:اولین نشریه تحلیلی، پژوهشی طراحی گرافیک ایران
  آخرین به روز رسانی:1396/4/3  
نقد.پژوهش  
گفت و گو با RuediBaur/ احمد غلامی

 

 

این گفت و گو پیش از این در روزنامه کلید در تاریخ  ۹ خرداد ۹۴ به چاپ رسیده که متن کامل آن پیش روی شماست
 

هفتم اردیبهشت مصادف با 27 آوریل "روز جهانی گرافیک" است . همه ساله در این روز "انجمن صنفی طراحان گرافیک ایران" مراسم و برنامه های متعددی را تحت عنوان "هفته ی گرافیک" برگزار می کند. امسال نیز طی این مراسم از دو تن از طراحان صاحب نام دنیای گرافیک دیزاین ، "رودی باور" و "کن کاتو" دعوتی بعمل آمد تا این دو، طی سخنرانی ، و همچنین برگزاری ورکشاپ های تخصصی تجارب خود را در اختیار طراحان جوان ایرانی بگذارند. "رودی باور" «RuediBaur» هنرمند برجسته ی سوئیسی- فرانسوی بدون شک یکی از شاخص ترین طراحان حیطه ی "هویت بصری" «Visual Identity» در دنیاست که پروژه های همچون: هویت بصری و گرافیک محیطی فرودگاه کُلن آلمان، فرودگاه وین اتریش،  مدرسه ی جدید نیویورک و ... کار ایشان است. وی همچنین در حال حاضر استاد آکادمیLuxunدر شِن یانگ (چین)، آکادمی مرکزی پکن، مدرسه ی ملی هنرهای تزیینی پاریس و دانشگاه هنر زوریخ است. در بعدازظهری بهاری با او پیرامون حضورش در ایران،گرافیک ایرانی و هویت بصری در فرهنگ پارسی-ایرانی  گفت و گویی داشتیم که اکنون پیش روی شماست.

 

چطور شد که برای روز جهانی گرافیک، ایران را انتخاب کردید؟

مدت زمان طولانی است که با گرافیک  ایران آشنایی دارم. گرافیک دیزاینی که با سنت های خود گره خورده است. سنت هایی که خیلی زنده هستند. من خیلی کنجکاو بودم تا ببینم پشت پرده ی این گرافیک و سنت ها چه میگذرد. البته این انتخاب به هیچ وجه مرا نا امید نکرده است چراکه طراحان  مشتاق بسیاری را اینجا ملاقات کردم.

من چندین سال است که روی همنشینی علائم و نشانه ها  در فرهنگ های گوناگون  به خصوص در حیطه ی تایپوگرافی مطالعه می کنم و ایران از این حیث، مورد بسیار جالب توجهی است. البته همیشه در این تحقیقات مترجم من مدام در حال تاکید بود که فرهنگ ایرانی فرهنگی کاملا متمایز از فرهنگ اعراب است.

همیشه در بررسی فرهنگ های گوناگون ترجیح میدهم تا مکاشفه ی شخصی خودم را داشته باشم تا اینکه به رسانه ها توجه کنم. در حین مکاشفه در ایران، تصویر بسیار متفاوتی را از آنچه رسانه های غربی منعکس می کنند یافتم.
 

در این مکاشفه های شخصی، گرافیک ایرانی را چطور ارزیابی کردید؟

اتفاقی که در مورد گرافیک در ایران می توانم به آن اشاره کنم شکاف عمیقی است میان آثار نمایشگاهی این حیطه و آثار گرافیکیکه در خیابان عموم مردم با آنها مواجه هستند. البته متاسفانه این اتفاقی  است که امروزه در کشورهای بسیاری شاهد آن هستیم.من معمولاً توجه زیادی به علائم و نشانه ها در زندگی روزمره دارم، این علائم و نشانه ها  در ایران در راستای معماری و فرهنگ کهن ایرانیان است. من پس از مشاهده ی بناهای تاریخی در ایران به گنجینه ای غنی از نشانه ها، نقش مایه ها و همچنین حضور خاص خوشنویسی در معماری ایرانی برخورد کردم. گنجینه شگفت انگیزی که متاسفانه هیچ ردپایی از آن در گرافیک ایرانی نمی بینیم.

با توجه به علاقه ای که شما به مبحث تایپوگرافی دارید و همچنین اشاره ای که به خوشنویسی ایرانی  در خلال صحبت هایتان داشتید، آیا کالیگرافی (خوشنویسی) ایرانی می تواند بستری برای کار در حیطه ی هویت بصری باشد؟

برای پاسخ به این سئوال ابتدا می بایست به ویژگی های خوشنویسی ایرانی اشاره  ای داشته باشم. یکی از ویژگی های خوشنویسی ایرانی، وجه قدرتمند بیانگرایی آن است که به بهترین شکل ممکن در بیان احساسات موفق عمل می کند.من به شخصه با این بیانگرایی در خوشنویسی ایرانی مواجهه داشته ام؛ به طوریکه اگرچه نمی توانم آنها را بخوانم اما این خوشنویسی ها در بیان اتمسفر و فضا مثلا در بناهای معماری،کارکردی شگفت انگیز داشتند. فضاهایی که بار معنایی تراژیک و سنگینی دارند در مقایسه با فضاهایی که حس خوش طبعی دارند، برای من کاملا از طریق خوشنویسی قابل تمایز بودند. این ویژگی بیانگرایی در خوشنویسی ایرانی نکته ای است که اتفاقا در ذات مردم ایران نیز بسیار قابل مشاهده است. مردم شما بسیار احساسی و بیانگرا هستند. پس با این اوصاف به طورحتم، خوشنویسی ایرانی می تواند شروع مناسبی برای بیان هویت ایرانی در قالب های بصری باشد.
 

و از نظر شما به عنوان فردی که پیش از این با ایران آشنایی دقیقی نداشته است،  هویت بصری در کشور ما حضوری موثر داشته ؟

انسجام ویژه ای در طراحی هویت بصری در ایران مشاهده نکرده ام و این درحالی است که ایران پتانسیل خوبی را برای پیشرفت در این مقوله داراست. در دنیای مدرن امروز علائم راهنمایی در شهرها دارای اهمیت زیادی هستند. طراحی این علائم می بایست با پیروی از فرهنگ هر اقلیمی شکل بگیرد.اما به نظر من در ایران این مسئله  دارای اولویت نبوده  و فعالیت منسجمی روی آنها اعمال نشده است. ظاهرا تمرکز گرافیک ایرانی روی شاخه های دیگرگرافیک دیزاین  بوده و نه  مبحث هویت بصری و حضور چنین علائمی.درحالیکه شهر به این علائم راهنمایی نیاز دارد و وجود  آنها بسیار بسیار حیاتی هستند.

اگر ایرانی ها بخواهند روی بازار بزرگی مثل "صنعت توریسم" فعالیت کنند. وجود چنین علائم و نشانه هایی در قالب یکهویت بصری منسجم بطوریکه نمایانگر فرهنگ غنی پارسی باشد، بسیار ضروری است. به عقیده ی من فرهنگ پنهان شده ای در این کشور وجود دارد که توسط طراحان می تواند متبلور شود.
 

به نکته ی جالبی  درباره ی  گرایش به صنعت توریسم اشاره داشتید . شما در ایران، علاوه بر  یک طراح گرافیک حرفه ای به نوعی یک توریست هم محسوب می شوید. با توجه به این موقعیت،و سفرهایی که در همین مدت در ایران داشتید . هویت بصری مختص به توریسم را چگونه ارزیابی کردید؟

به نظرم کیفیتی که لازمه ی یک توریست برای بازدید از ایران است، آنطور که شاید و باید ارتقاء پیدا نکرده و قطع یقیینباید سطح بالاتری در این زمینه لحاظ شود. مسئله توریسم و گردشگری، مسئله ی بسیار حساسی است که با کمی سهل انگاری تاثیرات مخرب و جبران ناپذیری در آن پدید می آید. امروزه در دنیا هویت بصریِ مختص به گردشگری، بر پایه ی مفهموم "توریست هوشمند" شکل می گیرد .این مفهموم بدین معنی است که طراحی به گونه ای خلق می شود  تا توریست بتواند به راحتی با آن ارتباط گرفته و نیازهای خود را شخصا  برآورده سازد.
 

یکی از نقاط جالب توجه برای من در آثار شما سیطره ی وسیع سفارش های شماست.  چگونه با سفارش دهندگان خود برای به ثمر رسیدن یک پروژه ارتباط برقرار می کنید؟

خب بخشی از این موفقیت را مدیون تجارب سی ساله ی خود در عرصه طراحی گرافیک هستم که این مسئله تا حد زیادی راه را برای من در ارتباط با سفارش دهنده آسان می کند. یکی از خصوصیات من کارکردن روی محتوای سفارش و برقراری ارتباط کلامی با سفارش دهنده است تا به این صورت با ویژگی های مشتری آشنا شده و درنتیجه،تمرکز و احاطه ی بیشتری روی سفارش پیدا کنم.
 

این ویژگی های سفارش دهنده را چگونه در برخورد با او ارزیابی می کنید؟

مواجهه با سفارش دهنده برای من بسیار ضروری است. بازدید از فضای کاری او در این مواجهه و گفت و گو در استخراج خصوصیات آنها به من کمک شایانی می کند. من معتقدم یک طراح گرافیک امروزی باید مثل یک گردشگر، مسائل پیرامون خود را با یک نگاه تازه ارزیابی کند. به طور مثال وقتی پروژه ی طراحی هویت بصری یک فرودگاه دیگر به من سفارش داده می شود، به هیچ وجه این طور نیست که من با خود بگویم که چون پیش از این فرودگاه های دیگری نیز برای پروژه هایی اینچنینی به سراغ من آمده اند، من هم مجددا همان مسیر سابق را برای طراحی طی کنم. من برای هر سفارش، حتی با وجود شباهت های بیشمار، دنبال یک نگاه خاص و مسیر جدید برای حل مسئله ی دیزاین آن سفارش می روم.

در ظاهر ،اکثر  فرودگاه های دنیا شبیه به هم هستند و فضای متمایزی نسبت به هم ندارند، در حالیکه فرودگاه شهر تهران در واقع دروازه ای است به فرهنگ و تمدن ایرانی و انتظار می رود به کمک هنر دیزاین، غنای فرهنگی یک ملت در این پروژه نمایان شود.
 

آیا شما در فرودگاه های ایران چنین غنایی را در فرهنگ ایرانی حس کردید؟

به هیچ عنوان چنین فرهنگ عظیمی در فرودگاه های ایران حس نمی شود و به نظرم در این زمینه فضای بسیاری برای کار طراحی وجود دارد. متاسفانه اکثر مردم به فرودگاه ها به عنوان یک مکان کاربردی صِرف نگاه می کنند در حالیکه فرودگاه فضایی است حاکی از احساس برای رفتن ورسیدن به یک فضا و اتمسفر جدید و یا بالعکس.

اتفاقا یکی از دغدغه های مهم من در چندسال اخیر فعالیتم ، چگونگی انتقال احساسات به فضاهای کاربردی صِرف است. فضاهایی که در زندگی روزمره حجم زیادی از زمان ما در آنها طی می شود، جاهایی مانند همین فرودگاه ها، ترمینال ها و پارکینگ ها.
 

فرودگاه ها اساساً فضای مناسبی برای تبلور هویت فرهنگی یک کشور از طریق یک هویت بصری هستند.

فرودگاه به شکل خیلی واضح ،فضایی است که با مفهوم زمان در ارتباط است. بطورمثال من وقتی میخواهم سفری پروازی داشته باشم،طبیعی است که حداقل  یک ساعت قبل از پرواز باید در فرودگاه حضور داشته باشم. خب این زمان حضور مخاطبین در این محیط نکته ی بسیار مهم و فضای مناسبی برای عرض اندام کار ما است. در این زمان می توانیم علاوه بر برطرف کردن نیازهای مخاطبین و به حداقل رساندن سردرگمی های آن ها بازتاب دهنده ی فرهنگ آن اتمسفر نیز باشیم.
 

اگر بنا باشد ، به طور مثال  هویت بصری اصلی ترین فرودگاه کشور ایران به شما سفارش داده شود، برای به انجام رساندن این پروژه چگونه کار خود را آغاز خواهید کرد؟

با توجه به مطالعاتم از شهر تهران و شناختی که از فرهنگ غنی پارسی به دست آورده ام. به عنوان اولین گام به سراغ پیوند  پرقدرت خوشنویسی  با معماری ایرانی می رفتم. فضایی که به عقیده ی من جای خالی آن بسیار بسیار در گرافیک ایرانی به چشم می آید.

در مرحله ی بعد به سراغ موقعیت جغرافیایی ایران که دارای یک مرکزیت متفاوت در منطقه است خواهم رفت. ایران در مرکزیتی قرار دارد که  در اطراف خود از یک سو با کشورهای عربی مواجه است و از سویی دیگر با کشورهای آذربایجان و قزاقستان و یا ارمنستان، پاکستان و دیگر کشورها... نحوه ی ارتباط با این فرهنگ های متفاوت و تمرکز روی آن ها می تواند در طراحی هویت بصری بسیار موثر باشد.

به نظرم، در ایران با دو هویت پارسی و ایرانی روبرو هستیم. البته این دوپارگی اتفاقی است که پس از قرن نوزدهم در خیلی از کشورهای دوگانه صورت گرفته است.هویت ایرانی در واقع هویتی است که توسط دولت ها و بر مبنای سیاست های این کشور شکل گرفته است و در مقابل، هویت پارسی شامل تاریخ و پیشینه ی پارسی می شود. جالب است بدانید من احساس نزدیکی فراوانی در خود با هویت پارسی حس می کنم!
 

و شما به عنوان یک طراح سعی می کنید بیشتر روی کدام فرهنگ و هویت متمرکز شوید؟ پارسی یا ایرانی؟

همنشینی این دو هویت در کنار یکدیگر می تواند فضایی را فرارتر از یک ملی گرایی ایجاد کند که قطع یقیین برای مخاطب جذاب خواهد بود. یک توریست قاعدتاً  با فضاسازی منفی و پیش فرض های ذهنی رسانه های غربی  وارد فرودگاهی در ایران می شود.  تلاش من بر این خواهد بود تا ذهن مخاطب(توریست) را به یک گشایش فرهنگی، ترغیب کنم تا پیش فرض های غلط  پیرامون ایران از بین برود.

من همین طرز نگاه را در پروژه ی فرودگاه وین پیاده سازی کردم و آن فضا را صرفاً به شکل یک فرودگاه در کشور اتریش ندیدم بلکه  آن را به عنوان فرودگاهی تصور کردم که اروپای مرکزی را تحت پوشش خود قرار می دهد. در طراحی هویت بصری این فرودگاه فضا را به گونه ای طراحی کردم که برای بیننده تداعی گر فضایی فراتر ازیک کشور(اتریش) باشد.
 

شما در مدت اقامت در ایران سفری هم به اصفهان داشتید، شهری تاریخی که قسمتی از فرهنگ ایرانی را در خود جای داده است. به نظر شما آنچه از نظر بصری در آثار تاریخی این شهر به چشم می خورد،پتانسیلی برای اشاعه فرهنگ پارسی در گرافیک امروز ایران در خود دارد؟

مسئله ای که در اصفهان برای من جالب توجه بود، همنشینی خطوط (خوشنویسی) و نقوش ایرانی در کنار یکدیگر بود.  تنوعی که من در بناهای  تاریخی مشاهده کردم می تواند پایه  بسیار مناسبی برای اشاعه ی فرهنگ پارسی باشد.خوشنویسی ایرانی به عقیده ی من نقطه ی برجسته ی فرهنگ پارسی است.همچنین نقوش شگفت انگیزی در بناهای تاریخی اصفهان وجود دارد که نزدیکی زیادی با نقش مایه ها و اِلمان های امروزی دارند.

من بر این باورم که،فرهنگ سنتی غنی ایران پتانسیل بالایی برای ترکیب و همنشینی با نقش مایه ها و دیزاین امروز دارند. این خصوصیت استثتایی فرهنگ ایرانی می تواند اتفاقات بزرگی را رقم بزند.

این ویژگی هایی که من در مورد موتیف ها و نقش مایه به آن اشاره کردم به تنهایی شگفت انگیز نبودند؛ در واقع موتیف ها با معماری و فضاها، بسیار خوب ترکیب شده اند وشاید این  پیوند، حلقه ی گمشده ی طراحی گرافیک در مسیر ارائه ی فرهنگ پارسی باشد.
 

مترجم: افروز رضوی

عکس: شقایق حمیدی

 

1394/3/11

آرمان خرمک  |  armankhjorramak@live.com  |  يکشنبه 8 شهريور 1394
ممنونم از احمد غلامی عزیز، که پرسش های تعاملی و سنجیده با رودی باور داشته و کاش می شد یک بار یکی از اورگان های ایرانی مثل فرودگاه سفارشی به یک متخصص غیر ایرانی می داد تا شاهد محصولی می شدیم که حاصل نگاه خارجی به هویت ایرانی بوده