مجله تندیس
مجله نشان
انتشارات آبان
انتشارات نظر
سایت رنگ

 


  استفاده از همه مطالب تنها با ذکر نام منبع: گرته (اولین نشریه تحلیلی،   پژوهشی طراحی گرافیک ایران) و نام نویسنده مجاز است.
گرته:اولین نشریه تحلیلی، پژوهشی طراحی گرافیک ایران
  آخرین به روز رسانی:1396/7/30  
ســــال هشـتـــم | پـــایـــیــز ۱۳۹۵
نقد.پژوهش  
پوستر وتو شده‌ی سی و سومین جشنواره‌ تآتر فجر/ تورج صابری وند

بیان‌گر نگاه دولتی به هنر ایران است.

پوستر جشنواره تآتر فجر امسال رونمایی و محلی برای اعتراض دوباره‌‌ی گرافیست‌ها، به سلیقه‌دولتی شده‌ بود تا جایی که دبیرخانه جشنواره فجر، پس از رونمایی تصمیم به تغییر پوستر گرفت و خبرگزاری مهر نوشت: انتقادها پوستر تآتر فجر را وتو کرد. پوستر نقشه‌ی جغرافیایی ایران را نشان می‌داد که با مینیاتوری پوشیده شده و دو نفر در کنار آن ایستاده‌اند و دست‌هایشان را  سوی نقشه‌ی مینیاتوری گرفته‌اند، صورت‌هایشان را ماسک‌های سفیدی پر نقشی زنده‌اند، ماسک‌هایی که شاید اشاره ماسک خنده و گریه تآتر دارد. نقطه‌های مربعی سفیدی هم با خط‌های باریکی به هم وصل شده‌اند و عنوان پوستر در پس‌زمینه‌ای مشکی. نقد و تفسیری بیش از این به آن پوستر نمی‌توان افزود. نه سبک و سیاق طراحی و گرافیکی داشت، نه ایده‌‌ای درخشان و نه حتا کیفیت اجرایی قابل قبولی.

اما آن‌چه که مهم است، سلیقه‌ی دولتی‌ست که طرح‌هایی از این دست را تایید و منتشر می‌کند. سلیقه‌ای که تصورش از ایران، نقشه‌ی جغرافیایی‌ آن است و دریافت‌اش از هنری ایرانی، تنها مینیاتور. تصوری که تنها با بته‌جقه و کاشی‌کاری‌های سنتی تکمیل می‌شود. کافی‌ست نگاهی به طرح وب‌سایت‌ها و سردرها و پوسترهایی که به چاپ می‌سپارند داشته باشیم. بیش‌تر با طرح‌هایی مواجه خواهیم شد هیچ ربطی به ایران معاصر ندارد. این سلیقه، تصورش از ایران، ایران کهن است و تصویرش از هنر ایرانی، هنر ایران قرن‌های پیش. تو گویی هنر، تنها نزد ایرانیان قرن‌های پیش بود. البته پیداست که حتا اندکی از آن زیبایی را هم به ارث نبرده است. نگاهی به آن‌چه که این سلیقه، تایید و منتشرش می‌کند به وضوح نشان از هنرنشناسی‌ دارد. پوستر سی‌وسومین جشنواره تآتر فجر را هم از همین زاویه می‌توان دید. این هنرنشناسی و کج‌سلیقه‌گی است که تآتر در نظرش چیزی‌ست شبیه به نشان دادن افتخارات ایران کهن و نمایش زیبایی‌های آن است. ببینید پوستر رد شده‌ی تاتر فجر امسال را که هنرمندان تآتر را ‌هم‌چون دربان‌های رستوران‌ها تصویر و تصور می‌‌کند که عابران را به تماشای هنر ایرانی دعوت می‌کند.

 

اما آیا پوستر مهم است؟

استیون هلر و کارن پامروی در کتاب آموزه‌های طراحی گرافیک در مورد پوستر نه، که تادیوش ترپکوفسکی در لهستان طراحی شده بود، نوشته‌اند ؛؛این پوستر نخستین نشانه‌ای بود از زنده بودن هنر لهستان؛؛ و کامران افشار مهاجر در کتاب شناخت هنر گرافیک می‌نویسد: مکتب هنری پوستر لهستان در سطح جهانی، زیر آوارهای کشوری که در جنگ منهدم شده بود، تایید و تاکیدی به اعتماد به نفس بشر است.

به واقع چنین جملاتی در وضعیت فعلی ما اغراق‌آمیز به نظر می‌رسید. اما پوستر وقتی به عنوان یک رسانه‌ی فرهنگی مهم مورد توجه قرار می‌گیرد در کشوری ویران‌ شده، به غرور ملی آن تبدیل می‌شود و توجه جهانی را به خود جلب می‌کند و یکی از مکاتب مهم جهان متولد می‌شود. آن‌ هم در شرایطی که موسسات دولتی مهم‌ترین سفارش‌دهنده‌های پوسترها بودند و چنان اهمیت می‌یابد که منتقدانی آن را  به اشتیاق برای پیدایش حاکمیت ملی تعبیر می‌کنند.

اما پوستر، در ایران تبدیل به عرصه‌ای برای اعمال نظرهای‌ کج‌سلیقه‌‌ی متوالیان فرهنگ و هنر می‌شود، بی‌آن‌که اندک ذوق و قریحه در ته مایه‌های آن هم پیدا شود. سلیقه‌ای که به حتم یکی از آسیب‌های جدی بصری ایران است. از پوسترهای جشنواره‌های فجر گرفته تا پوستر جشنواره‌های خوارزمی تا لوگوهای نهادهای دولتی تا آن‌چه که شهرداری‌ها به اسم تبلیغات فرهنگی به در و دیوار این کشور می‌آویزند. این کج‌سلیقه‌گی و بی‌ذوقی بی‌آن‌که مربوط به نهادی خاصی باشد ویژگی‌های مشترکی دارد. اگر طرح با هر موضوع و محتوایی، طرح‌هایی از بته‌جقه و کاشی‌کاری در خود داشته باشد هیچ‌کسی هیچ اعتراضی ندارد اما به مادامی که اندکی از ذوق و سلیقه‌ معاصر در آن باشد یا اندکی پیچیدگی داشته باشد، یا فضایی برای سفید خوانی کادر، مدیران دولتی اعتراض سر می‌دهند که ؛؛مردم این‌ها را نمی‌فهمند؛؛ و ما طراحان این جمله توهین آمیز را هزار بار از ایشان شنیده‌ایم. از این روست که این سلیقه و این طرح‌ها و چاپ و نشرشان‌ توهین‌آمیز است. وقتی شهرداری تهران برای دعوت مردم به رعایت خط کشی‌ها طرح‌هایی را در شهر اکران می‌کند که دو دست را بین خطور نگه داشته و نوشته: دقیقا بین خطوط! این توهین آشکار است به مردم و به ‌فهم‌شان و همه‌ی طرح‌های از این دست، شرم‌آو و توهین‌آمیزند. البته آن‌ دست از گرافیست‌هایی هم که تن می‌دهند به این باورها و نظرات، مسئول و مقصرند.

 

دیگر پوستر تآترهای ایرانی

می‌توان پوسترهای تآترهای خصوصی را با پوستر جشنواره‌ فجر امسال مقایسه کرد. پوسترهایی که با سفارش‌ کارگردان‌های ایرانی طراحی می‌شود همه‌ سال، در فستیوال‌های و بینال‌های معتبر جهانی حضوری چشم‌گیر دارند و کم نیست جایزه‌های مهم و معتبری که برده‌اند. اما با وجود طراحان جوان و طراحان با سابقه‌ای که در این عرصه حضور دارند سلیقه‌ی دولتی، به دنبال طرح‌هایی هستند که در نهایت سهل‌انگاری و در نهایت بی‌ذوقی و زیبایی طراحی شده باشند. اگر سفارش‌دهنده‌های تجاری چنین سلیقه‌ای را بر بیلیوردهای خود اعمال کنند نه چندان نقدی می‌توان کرد و نه چنان خرده‌ای بر آنان است که آن‌ها نه داعیه هنر دارند و نه ادعای فرهنگ و نه مسئولیتی. درحالی که دست‌کم از لحاظ گرافیکی هر روز طرح‌های تبلیغاتی کیفیت بهتری به خود می‌گیرند و مردم را به چالش‌های کوچکی می‌کشانند و دست‌‌کم به سلیقه‌ی آن‌ها و فهم‌شان احترام می‌گذارند.

‌ این نتیجه‌ همان هنرنشناسی که نتیجه‌ی مدیریت هنری‌ش این بوده که پر افتخارترین فیلم‌سازان ایرانی در خارج از کشور فیلم می‌سازند، بزرگ‌ترین موزیسن‌های کشور در خارج از کشور کنسرت می‌دهند و گرافیست‌ها ایرانی که از فعال‌ترین گرافیست‌های جهان به شمار می‌روند در جشنواره‌ها و فستیوال‌های خارج از کشور یا داورند و یا جایزه‌های مهم و معتبر می‌برند. در حالی که در داخل کشور بینال بین‌المللی پوستر تعطیل می‌شود، ربنای شجریان از صدا و سیما هم پخش نمی‌شود، خانه سینما تعطیل شود و پوستر جشنواره‌ی تآتر داد گرافیست‌ها را درمی‌آورد. هم‌زمان هم که دلالان هنر در کشورهای عربی، هنرهای تجسمی معاصر ایران را چوب حراج می‌زنند، سلیقه‌ی دولتی، چنین پوستری را برای مهم‌ترین اتفاق تآتری برمی‌گزیند.

به هر سو، متوالیان فرهنگ و هنر باید این نکته را بدانند که زمانی که پشت میزهایشان به مدیریت هنر و به مجوز و سانسور نشسته‌اند، هنر و هنرمندان ایرانی نغمه‌ی خود را می‌خوانند، بی‌آن‌که ‌توجهی داشته باشند که سلیقه‌ی دولتی چیست و چه می‌خواهد. در این میان کج‌سلیقه‌گی و هنرنشناسی متوالیان دولتی‌ست که در انزوا می‌ماند و توجه مردم را از دست می‌دهد. هنرمندان هم این دیگر می‌داند که دولت‌مران تنها زمان انتخابات یاد هنرمندان می‌افتند که یا با آن‌ها روانه‌ی ستاد وزارت کشور شوند برای نامزدی یا در مناظره‌های تلوزیونی از میزان علاقه‌شان به شجریان بگویند.

1393/10/23